ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1025
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
است و در مراحل زيبايى طلعت و رعنايى قامت ، با شهرتى بىشمار . حسن رويش چندان شهرت كرد كه شوى فرخندهاش ناديده سر به شوريدگى برآورد . حاصل اندوختهء دنيوى را به قدر حوصلهء خويش درباخت تا برحسب امر داراى [ 549 ] زمان ، از كار مهاجرت به مواصلت پرداخت . جامى : نه تنها عشق از ديدار خيزد * بسا كاين دولت از گفتار خيزد بديدن ميل خيزد از شنيدن * شنيدن كى بود مانند ديدن بيست و هفتم : زيبندهء سرير خوبرويى ، زيبنده خانم از بطن مخدّرهء مطهّرهء شيرازيه و پروردهء حجر تربيت نوّاب تاج الدولة العليه و زوجهء محترمهء على خان قراگوزلوست و در ولايت همدان از اقطاع شوهر ، مالك نام و آبرو « 1 » . بيست و هشتم : شمس آسمان جلالت و شمسهء ايوان نبالت ، نوّاب خورشيد كلاه خانم الملقبه به شمس الدوله از بطن مخدّرهء مستورهء تاج الدولة البهيّه و همشيرهء سركار سيف الدولة السنيّه سلطان محمد ميرزاست و وجه و وجاهتش ، « تسمية الأسماء تنزل من السماء » . شاهنشاه خورشيدكلاه را مهرى است از مشرق اقبال دميده و ماهى است به سرحدّ كمال رسيده . از بدايت طفوليت همّت ملوكانه بر تربيت حضرتش گماشت تا انواع كمالات مختلفه در دامان قابليتش گذاشت . در السنهء مختلفهء عربى ، فارسى و تركى رطب اللسان و در حفظ و فهم اشعار اين السنهء ثلاثه ، عذب البيان . ميرزا على محمد خان نظام الدوله ولد عبد اللّه خان امين الدوله همسرى او را معيّن گشت و طنطنهء اين عيش مهنّا از گنبد گردون درگذشت . بدون اغراق نثار بزم اين عيش به جاى سيم و زر ، گوهر احمر بود ، هر فرومايه [ اى ] از وفور درّ و گوهر پر مايهء خويش مىافزود .
--> ( 1 ) . تذكره خاورى : + « و اين رباعى دلجو در حقيقت وصف الحال او و شوهر ؛ رباعى : زلف تو به جادوى سيه منصور است * ابروت قليچى و به خود مغرور است رخساره بهارلو قراگوزلو چشم * در تيرهء شاملو خطت مشهور است »